دیدار اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران استان اصفهان با جناب آقای دکتر مشایخی، مدیر شرکت مخابرات منطقه اصفهان
مشاهده متن گزارش در روزنامه اصفهان زیبا
تصاویر در پایگاه رسمی اطلاع رسانی اصفهان
زهره قندهاری/ دبیر سرویس شهر
شهردار اصفهان به همراه معاونان و مدیران شهری از پارک بزرگ شرق اصفهان بازدید کردند و درباره موضوعات این مجموعه، جلسه کمیته عالی شرق را تشکیل دادند.
شهردار اصفهان در جلسه کمیته عالی شرق گفت: «فعالیت در عرصه فضای سبز نوعی معماری، خلق زیبایی و ایجاد امید در میان شهروندان است و فضای سبز میتواند باعث افزایش امید و آرامش بخشی به زندگی مردم شود.» به گفته قدرتاله نوروزی «شهر موجودی زنده و دارای کالبد، ساختار و فیزیک است و روح دمیدهشده در آن؛ سیما و منظر شهری و حیات شهر است که باعث امید به زندگی و شادابی میشود و با افزایش نشاط و امید به زندگی در شهر، بسیاری از آسیبهای اجتماعی کاهش پیدا میکند.» او با بیان اینکه در شهر اصفهان نیاز به ایجاد راهبرد منسجم در بخش فضای سبز بهشدت احساس میشود، خاطرنشان کرد: «با آغاز مدیریت جدید طی سه سال گذشته، در این راستا اقدامات خوبی انجامشده و توسعه بر اساس ظرفیتهای اقلیم و زیستبومی بهخوبی پیش میرود.» شهردار اصفهان تصریح کرد: «انتظار میرود اصفهان در آینده بتواند فضای سبزی مبتنی بر شرایط موجود طراحی و اجرا کند که قطعا با مدیریت بهینه منابع آبی، شاهد حفظ و گسترش فضای سبز خواهیم بود.» نوروزی از اقدامات انجامشده توسط معاونت خدمات شهری، مدیریت پروژه پارک طبیعی شرق، منطقه 4 شهرداری و سازمان پارکها و فضای سبز، در خصوص حفظ هویت اراضی و فضای سبز شرق و توسعه آن با توجه به شرایط کمآبی و کاشت گونههای کم آب متناسب با اقلیم شرق، تشکر کرد و گفت: «این سرمایه عظیم، امانت و میراثی است که باید برای نسلهای آینده بهخوبی حفظ و نگهداری و توسعه داده شود.» او اظهار کرد: «با توجه به شرایط کمآبی، سیاست شهرداری کاشت و استفاده از گونههای گیاهی با مصرف آب کم است که تدریجا در دستور کار شهرداری قرار گرفته و در این میان، انتخاب گونههایی متناسب با شرایط اکولوژیک و اکوسیستم اصفهان اهمیت زیادی دارد. در همین راستا تلاش میشود بهتدریج گونههای گیاهی و چمنهای مقاوم به خشکی را جایگزین گونههای پُرنیاز به آب کنیم.»
احداث ایستگاه و مرکز آتشنشانی در شرق
شهردار اصفهان با تأکید بر اینکه باید احداث و بهروزرسانی تصفیه ثانویه، فیلتر املاح و عناصر مضر در آبیاری در دستور کار قرار گیرد، گفت: «در حال حاضر، بهترین راه تأمین آب فضای سبز در کشورها استفاده از پساب تصفیه شده است؛ زیرا در شرایط خشکسالی چارهای غیر از استفاده از این پساب برای آبیاری فضای سبز نیست و تا شهر فعال است، پساب وجود دارد؛ البته در کنار آن توسعه، ترمیم و بهروزرسانی سیستم آبیاری اهمیت ویژهای دارد.» نوروزی احداث ایستگاه و مرکز آتشنشانی در شرق را برای آموزش کارکنان و جلوگیری از خطرات احتمالی مهم برای حفظ حداکثری فضای سبز این محدوده ضروری دانست و تأکید کرد: «باید برای برنامهریزی و اجرای فاز 2 پردیس اشراق منطقه گردشگری در شرق اصفهان واقع در دامنه کوه نخودی و حفظ جدی حریم و اراضی شرق و درنهایت تبدیل این منطقه به قطب گردشگری در شرق، تلاش کرد.او در پایان از تمام کارشناسان، مهندسان و کارکنان خدمات و فضای سبز شهر اصفهان تشکر کرد و گفت: «این مجموعهها دغدغههای شهرداری در عرصه حفظ و نگهداری فضاهای سبز را مهار کردند. من بارها گفتهام به هر طریق ممکن، حتی اگر مجبور شویم با سطل آب بیاوریم، اجازه نخواهیم داد فضای سبز شهری از بین برود. من به پشتوانه توان شما این صحبت را کردم و شما اثبات کردید که توان هر اقدامی را دارید.»
پارک شرق، یکچهارم فضای سبز را شامل میشود
در این جلسه، معاون خدماتشهری شهرداری اصفهان و ریاست کمیته عالی شرق گفت: «حدود هزار هکتار از 3700 هکتار فضای سبز شهرداری اصفهان در محدوده پارک طبیعی شرق در مناطق 4، 6 و 15، میدان میوهوترهبار و باغ رضوان قرار دارد و درواقع محدوده پارک طبیعی شرق، حدود یکچهارم مساحت فضای سبز در اختیار شهرداری اصفهان را شامل میشود.» حسین امیری افزود: «این محدوده از کارخانه قند و در حاشیه اتوبان شرق آغاز شده و تا رودخانه زایندهرود در منطقه فیزادان و سازمان آرامستان ادامه دارد.» او ادامه داد: «با توجه به استقبال زیاد شهروندان از کوه صفه، نیاز بود جایگزینی برای آن تعریف شود. در این راستا با برنامهریزی و فراهمآوری امکانات در شرق اصفهان و همچنین وجود شهربازی رؤیاها در کنار کوه نخودی با اجرای طرح گردشگری پردیس اشراق (فاز 2 کوهنخودی) در آیندهای نزدیک، این محدوده به قطب گردشگری بینالمللی تبدیل میشود.» معاون خدمات شهری شهرداری اصفهان و ریاست کمیته عالی شرق اظهار کرد: «عرصه 2400هکتاری تحت مالکیت شهرداری در شرق اصفهان، شامل پارک خانواده 244 هکتار، پارک کوهستانی 352 هکتار، پارک طبیعی 969 هکتار، پارک حفاظتی 617 هکتار و پردیس علم و فنآوری 223 هکتار است که درمجموع تاکنون 700 هکتار فضای سبز جنگلی فعال و 40 هکتار پارک کوهستانی اشراق احداث و بهعنوان مرکز تفریحی، پیشبینی شده است.»امیری خاطرنشان کرد: «برای نخستینبار تصــویربــرداری هــوایــی بـــا بـــهروزترین تکنولوژی انجام و تعداد 301هزار درخت به همراه گونههای گیاهی، تشتکهای خالی، درختان آفتزده و... شناسایی شد و آمار بهدستآمده برای بهرهبرداری و برنامهریزی در محدوده فضای سبز و کاشت گونههای متناسب با اقلیم در اختیار سازمان پارکها و فضای سبز و معاونت برنامهریزی قرار داده شد.»
تأمین آب از منابع موجود
او گفت: «گونههای غالب پارک جنگلی شرق شامل انواع کاج، زیتون، سرو نقرهای، زبانگنجشک، عرعر، توت، ارغوان، نوش، اقاقیا، بنه (پسته کوهی)، داغداغان، بلوط زاگرس، اکالیپتوس، انار، انجیر و... است.» معاون خدماتشهری شهرداری اصفهان و ریاست کمیته عالی شرق، درخصوص تأمین منابع آب این بخش اظهار کرد: «تأمین آب این بخش ابتدا از چاههای شهرداری و شخصی، کانال آب گورت و کانال «جیشیر» و سپس با توجه به کاهش آب و ضرورت استفاده پساب از تصفیهخانه جنوب و در صورت نیاز پساب سپاهانشهر و از طریق 500 لوله از مسیر پمپاژخانه «فیزادان» تا منبع ژئوممبران در شرق، منتقل و تأمین شده است.»
حفظ اراضی کشاورزی، باغها و فضای سبز موجود
در ادامه این جلسه مدیر پروژه پارک طبیعی شرق اصفهان، ضمن تشکر از حضور شهردار اصفهان و معاونان در جلسه کمیته عالی، هدف از تشکیل این مدیریت را حفظ اراضی کشاورزی، باغها و فضای سبز موجود و گسترش آن و برنامهریزی و تأمین منطقه تفریحی و گردشگری برشمرد. وحید صلواتی تصریح کرد: «پارک طبیعی شرق اصفهان، سپر محافظت از مخاطرات زیستمحیطی و از سرمایههای استراتژی محیطزیست اصفهان در مرز کویر و حفظ پارک اکولوژیکی، محرومیتزدایی و ایجاد بستر مناسب برای برپایی امکانات تفرجگاهی و گردشگری، جلوگیری از گسترش شهر و پیشرفت کویر و پرکردن اوقات فراغت شهروندان بوده است.» او ازجمله اقدامات مدیریت پارک طبیعی شرق را تأکید بر حفظ مالکیت اراضی در شرق اصفهان، جلوگیری از دخل و تصرفها با حفظ محدوده، تشکیل کمیته راهبردی پارک طبیعی شرق بهمنظور هماهنگیها و کارشناسی پروژهها و طرحهای در دست اقدام، تملک، آزادسازی اراضی، طراحی و عملیات اجرایی فاز اول پروژه پردیس کوهنخودی و طراحی و احداث باغ تندرستی دانست.
کاهش منابع آلاینده محیطزیست
مدیر پروژه پارک شرق، تصریح کرد: «کاهش منابع آلاینده محیطزیست از طریق توقف فعالیت صنایع آلاینده در این محدوده (معدن شن، آسفالت، ماسه و آهک و...)، احداث و راهاندازی باغ جوان، بررسی و اخذ مصوبات لازم برای جابهجایی نمایشگاه بینالمللی اصفهان، بررسی و اخذ مصوبات قانونی برای احداث شهر رؤیاها بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز تفریحی و شهربازی، بررسی و تصویب جابهجایی و تحویل زمین برای احداث بازار جدید گل و گیاه، همکاری و هماهنگی با سازمان فرهنگی تفریحی برای اجرای برنامههای شاد و مفرح ورزشی و فرهنگی در پردیس کوهنخودی شامل برگزاری مسابقات لیگ استانی اسکیت آلپاین، برگزاری همایش کوهپیمایی خانوادگی و... از دیگر اقدامات این مجموعه است.» صلواتی در پایان با تأکید بر اینکه پارک جنگلی شرق جایگاه ویژهای در محیطزیست شهر اصفهان دارد، اظهار کرد: «این مجموعه نیازمند ساختار، منابع و سازوکارهای مدیریتی منسجم و قدرتمندی است تا بتواند پیشرُوی اهداف توسعه پارک شرق باشد. بنابراین باید در بازنگری ساختار و تشکیلات در نمودار سازمانی شهرداری، این مدیریت همانند مدیریت ناژوان بهصورت مستقل پیشبینیشده و اقدامات مقتضی انجام شود.»در ادامه این جلسه، شهردار و مدیران شهری از محدوده پروژه شرق شامل صحرای انقلاب، باغ تندرستی و محدوده شرق بازدید کردند و کارشناسان توضیحات لازم را ارائه دادند. در این بازدید، حسین امیری معاون خدمات شهری و رئیس کمیته عالی شرق، سید احمد حسینینیا معاون شهرسازی و معماری، وحید صلواتی مدیر پارک طبیعی شرق، رضا اخوان مدیر منطقه 4، قاسمی مدیر منطقه 15، محمد مجیری مدیرعامل سازمان ساماندهی مشاغل شهری و فراوردههای کشاورزی، سعید کورنگ بهشتی مدیرعامل سازمان طراحی و فنی مهندسی شهرداری، علیرضا برهانی پور معاون سازمان سرمایهگذاری و مشارکتهای شهـــــــرداری اصفهــــــان حضور داشتند.
کمیته عالی شرق
شمال اروپا - اسکاندیناوی خوشحالترین مردم جهان
کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمینها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ هستند که در زمانهای قدیم، با کشتی به سرزمینهای مختلف حمله میکردند و مایملک آنها را غارت میکردند. شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان خاص خود را ستایش میکردند. وایکینگها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته میشدند روحشان به والهالا (بهشت وایکینگها) وارد میشد.
اما نوادگان آنان تفاوتهای فاحشی با آنان دارند. مردم اسکاندیناوی که به نوردیکها معروف هستند به عنوان آدمهایی آرام و صلح طلب و متفکر شناخته میشوند و به دنیا نشان دادهاند که به خوبی فعل خواستن را صرف کردهاند، و امروز در رفاه و آرامش خوبی زندگی کنند و در بسیاری از شاخصها الگوی دیگر کشورها هستند.
مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادیهای فردی و سرمایه اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر میکند که خوشحالترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی میکند. با نگاهی به این لیست متوجه میشویم از ۶ کشور این منطقه، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است، مردمی که در گذشته خوی وحشیگری داشتند، به سطحی رسیدهاند که میتوانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی و گرمی اداره کنند.
سیستمی که دولتهای اسکاندیناوی برای اداره کشورهایشان به کار میبرند چیزی است که به «مدل نوردیک» معروف است که خودشان از آن به عنوان «سیستم رفاقتی» نام میبرند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده میشود.
در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمدها را مشمول مالیات میکند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را به دولت تقدیم میکنند، چون میدانند در قبال آن خدمات خوب و رایگانی دریافت میکنند، هر آن کس که پول بیشتری در بیاورید، مالیات بیشتری میدهد، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمیشود و مردم در رفاه خوبی هستند، فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو میشود و جامعه به امنیت میرسد و مردم فرصت میکنند وقتشان را صرف کارهای مهمتری کنند، آگاهی یک شبه فراهم نمیشود، از کودکی با آموزش و برنامهریزی میسر و در افراد درونی میشود.
جریان آب گرم گلف استریم
اما از نظر جغرافیایی چه چیزی باعث سکونت در این مناطق شده است؟
در دوران دبیرستان جریان «آب گرم گلف استریم» را در درسها خوانده بودیم و مطالبی در ذهن داشتم، علت قابل تحمل بودن آب و هوا در کشورهای اسکاندیناوی در شمال کره زمین را اثرات این جریان آب ذکر کردهاند.
گلف استریم، یک جریان اقیانوسی گرم و قوی است که در اقیانوس اطلس جریان دارد، به دو بخش تقسیم میشود، بخش شمالی به شمال اروپا میرود و بخش جنوبی به غرب آفریقا، گلف استریم همچون رودخانهای که به جای خشکی، در میان آبهای اقیانوس، پیشروی میکند و پهنای آن از مجموع پهنای همه رودخانههای دنیا بیشتر است.
بادهایی که در اروپای شمالی برفراز گلف استریم میوزند، هوای گرم را به قسمتهایی از نروژ، سوئد، دانمارک، هلند و بلژیک می رسانند، در نتیجه، این مناطق هر اندازه هم که رو به شمال باشند زمستان معتدلتری دارند، همچنین بندرهایی که در سواحل نروژ هستند، از یخبندان در سراسر زمستان در امانند و این راز زیست پذیری این منطقه است.
ورود به نروژ (Norway)
پس از خروج از کشتی، در بندر اسلو، دکترغلامرضا جعفری از پزشکان خوب ایرانی مقیم نروژ، انتظارمان را میکشید و با خودرو BMW سوخت مازوت، ما را به محل سکونت خود در حومه اسلو در منطقه «دال» در شرق جنوب شرقی نروژ و نزدیک مرز جنوب غربی سوئد برد، ورود به نروژ فصل جدید سفرمان به کشورهای اسکاندیناوی بود، در طول مسیر نظم و صبوری در رانندگی و زیبایی بصری شهر جلب توجه میکرد.
استفاده از بزرگراهها هزینه بر است، لذا شهروندان ترجیح میدهند از خودرو شخصی کمتر استفاده کنند، مناظر شهری و طبیعی پایتخت نروژ جاذبهای منحصر به فرد به آن میدهد.
از نظر نقشه جغرافیایی نروژ کشوری نسبتا کشیده شده از جنوب به شمال میباشد. بخشهای جنوبی کشور غالبا پوشیده شده از جنگل است و مناطق شمالی و غربی غالبا پوشیده از برف و یخچالهای طبیعی زیبا میباشد و در عین زیباییهای طبیعی، کشوری پیشرفته و توسعه یافته است، از نظر ضریب نفوذ تلفن همراه و اینترنت، نروژ جزو برترین کشورهای دنیاست.
پارکها طبیعی و اکولوژیکی، بیشهها، دشتهای سبز زیبا که به شوخی میگفتم تمام حومه اسلو مانند تصویر زمینه نرمافزار «ویندوز» است! هوا در اوج تیرماه خنک، سبک و لذت بخش بود. مردم با شرایط آب و هوایی کاملا خود را تطبیق دادهاند، ضربالمثل نروژی معروف است که میگوید: «هوای بد وجود ندارد، بلکه انتخاب لباس شما است که بد میباشد.»
مغازههای زیادی با فروشندههای ترک و عرب، در هر کوی و برزنی جهت رفع نیاز مواد غذایی و مصرفی مسلمانان و حتی سلیقههای شرقی وجود دارد.
به محل سکونت دکتر در حومه شهر، در مکانی زیبا به نام «دال»، که یک ویلای زیبا در میان جنگل بود رسیدیم، دو کلبه کنار هم که دکتر در ساخت آن شخصا مشارکت داشته است، همسر ایشان از ما استقبال کرد و در همان بدو ورود، دکتر میدانست که چه برایش آوردهایم! همان ابتدا سراغ کلهپاچه را گرفت که در یک مغازه متعلق به افغانیها در هامبورگ به صورت کنسرو شده برایش تهیه کرده بودم، هنوز مشغول صحبت و احوالپرسی بودیم که به سرعت کلهپاچه را گرم کرد و به همراه نانهای باگت و در کنارش خیارشور میل کرد، بوی کله همه اتاقها را گرفت، خانمش متحیر از این سرعت عمل شوهر! ما را برای پذیرایی به اتاق هدایت کرد، اما ما برای نشستن نیامده بودیم، پس از صرف قهوه، برخواستیم و به گردش در جنگل اطراف ویلای محل اقامتمان رفتیم.
فصل تابستان است و هوا کاملا تاریک نمیشود، ساعت دو نیمه شب همه گرگ و میش بود، روزهای اول این وضعیت برایمان مهیج بود و ساعت خواب و بیداریمان را برهم زده بود.
ضمن اقامت یک هفتهای در نروژ طبیعت زیبا با انبوهی از جنگلهای این منطقه را مشاهده کردیم، چندین نوبت به دریاچه نزدیک محل اقامت به نام «هوردال» Hurdal رفتیم، آب این دریاچه علاوه بر بارشهای متناوب، از چشمههای کوچکی که به آنجا میریزند، تأمین میشود. در هنگام زمستان دریاچه یخ میزند و برفهای روی آن منظره بسیاری زیبایی را پدید میآورد، و در قسمتهای ایمن آن مردم به اسکی روی یخ و دیگر بازیها روی میآورند، در هر بار مراجعه ضمن بردن وسایل پیکنیک، از آرامش، سکوت و امنیت آن لذت بردیم.
در حین آمد و شد، در رانندگی و حضور در حومه شهر، هیچ احساس ناامنی و نگرانی به کسی دست نمیدهد.
حضور در خانوادهای در این شهر و آشنایی با کارهای روزانه آنها لذت بخش بود، زندگی ساده و بیتکلفی داشتند، ورزش جزو ارکان زندگی و قانون همه خانوادهها بود، بسیار غذایشان کم حجم اما مقوی بود، وعده عصرانه یا شام بسیار مختصر میل میکنند، وقتی به اطرافت نگاه میکنی همه در حال کار و تلاش بودند، اکثر تعمیرات منزل توسط اعضای خانوادهها انجام میشد، اولویت نخست حتیالمقدور تعمیر وسایل است نه خرید، در آن محیط زیبا زندگی همسایهها در آرامش، قابل مشاهده بود، وقتی چمنزدن من با سروصدا، طولانی شد یک از همسایهها با لبخندی به من نگاه میکرد که پیام را سریع گرفتم! و دستگاه را خاموش کردم. کمی هم در امور باغبانی، هرس درختان، رنگ آمیزی چوبهای ایوان منزل همراهی کردم، همسر و خواهرم با مواد غذایی که از ایران آورده بودند با پختن غذاهای لذیذ ایرانی میزبان و خانوادهاش را انگشت به دهان کرده بودند، آنها باقالاپلو و قرمهسبزی را خیلی دوست داشتند، در آنجا هم کودکان شیفته بازیهای رایانهای و تلفن همراه هستند و مشاهده میشد در آن مکان هم یک شکاف نسلی بین جوانترها و والدین وجود دارد.
همسر و خواهرم برای میزبان، خورشتهای ایرانی طبخ میکردند تا فریز کرده و به تناوب استفاده کند، همسر ایشان که اروپایی است به آنها گفت چرا شما دائم در حال کار هستید در حالی که همسرانتان در این کار با شما مشارکت ندارند! و مرتبهای دیگر گفت شما 3 ساعت غذا طبخ میکنید، در حالی که 10 دقیقه میخورید! خوردن شما حداقل باید یکساعت به طول انجامد و لذت ببرید، آن هم با این خوراکهای لذیذ!
با اینکه میزبان که دکتری قابل و متبحر است باید به بیمارستان میرفت سعی میکردیم زیاد وقتش را نگیریم، اما به هنگام حضور تمام قد وقت خودش را در اختیار ما قرار داده بود و راهنماییهای لازم را ارائه میکرد.
سفر روزانه از طریق مترو به اسلو داشتیم که بسیار لذت بخش و خیره کننده بود و در بافت قدیم شهر و بندر ساعاتی به گشت و گذار پرداختیم.
به مرکز شهر که رفتیم من دلم میخواست ساختمانهای قدیمی را ببینم، اما میسر نشد، بدانید اگر بانوان همراهتان باشند، با خوشبینانهترین حالت، حداقل یک چهارم وقتتان در فروشگاهها میگذرد! که البته آن همه به نوعی جزو جاذبه و تفریح سفر و به خصوص آرامش بانوان است که من هم گاهی همراه میشدم.
به شهرهای مرزی کشور سوئد هم سفر کردیم که خروج از مرز و ورود به کشور سوئد را حس نکردیم، ایمنی جادههای سرسبز برون شهری عالی بود و هرگونه تعمیرات و یا تصادف احتمالی از طریق شبکه داخلی شهر به اطلاع رانندگان رسانده میشود تا بتوانند برنامهریزی کنند، معمولا در فروشگاههای مرزی، اجناس و موادغذایی قیمتهای ارزانتری دارد و در پایان هفته مردم از شهرهای مختلف برای خرید به این منطقه میآیند.
اسلو (Oslo)
از طریق خطوط قطار و مترو به راحتی به مرکز شهر نروژ رفتیم، شهر اسلو، سومین کلان شهر شمال اروپا بعد از استکلهم و کوپنهاگ، با ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر جمعیت، پایتخت و بزرگترین شهر نروژ است، در داخل این شهر ۴۰ جزیره، ۳۴۳ دریاچه و یک جنگل وجود دارد که از این جهت شهره است، تعدادی از این جزایر کوچک و بزرگ زیبا را به هنگام ورود کشتی به این شهر مشاهده کردیم.
این شهر حدوداً در سال ۱۰۵۰ میلادی توسط پادشاه هارولد هاردرادا بنا نهاده شد اما در سال ۱۶۲۴ در یک آتش سوزی از بین رفت. بنابراین کریستین چهارم شهر جدیدی را در سمت غرب شهر اول ایجاد کرد و نام آن را به «کریستیانا» تغییر داد. در نهایت مجلس این کشور در سال ۱۹۲۵ مجدداً نام اسلو را بر آن نهاد.
پادشاه و ملکه نروژ در کاخ سلطنتی زندگی میکنند، سران کشورهای خارجی نیز هنگام بازدید و یا کارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک از پایتخت، در این کاخ اقامت میکنند و مردم عادی نیز در طول تابستان با تهیه بلیت، میتوانند اقامتگاه سلطنتی را سیاحت کنند.
اسلو در جایگاه اول گرانترین شهر جهان در سال ۲۰۱۳ بود، اما اخیرا از لیست ۱۰ شهر گران جهان کنار رفت و به مرتبه پایینتری نزول کرد، نروژ گرانترین بهای بنزین را دارد. فرودگاه اسلو اولین فرودگاه جهان بود که از سوخت زیستی برای تمام خطوط هوایی استفاده کرد و لوفتهانزا نیز اولین بار از این سوخت در ایرباسA320 بهره گرفت.
در واقع سوخت زیستى نوعى از سوخت است که از منابع زیستتوده (بیومس) به وجود مىآید. این بدان معناست که ماهیت سوخت زیستى به گیاهان برمیگردد و همین امر موجب تجدیدپذیر بودن آن میشود.
قابل ذکر است در سال ۲۰۱۴ کشور نروژ از نظر شاخص ثروت و سلامت، رتبهی اول جهان را به خود اختصاص داد، گفته میشد این کشور کمترین جرم و جنایت را دارد و از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون تنها ۱۰ پلیس در نروژ کشته شدهاند!
این شهر پایگاه علاقمندان به موسیقی است، جشنواره موسیقی «متال اینفرنو» در مارس، جشنواره وود راک نروژ که در ژوئن برگزار میشود، جشنواره موسیقی جاز اسلو در آگوست، جشواره موسیقی جهانی اسلو در نوامبر و جشنواره بین المللی موسیقی کلیسا در ماه مارس در این شهر برقرار است.
از جاذبههای دیگر میتوان به: پارک مجسمه ۶۲ هکتاری اکربرگ که ۳۴ مجسمه در این محوطه قرار گرفته است که شامل کارهای هنرمندان بزرگ این عرصه است، یک پارک مجسمه دیگر نیز در شهر اسلو وجود دارد. این پارک با نام «ویگلند» در بزرگترین فضای سبز اسلو یعنی پارک فراگنر قرار دارد. گوستاو ویگلند تمام مجسمهها را خودش ساخته و طراحی معماری این پارک ۸۰ هکتاری نیز به عهده خود او بوده است. وجود چهار نسخه از معروفترین نقاشی ادوارد مونک با نام «جیغ» از جاذبههای این شهر است.
معمولا بیشتر گردشگران ساختمان اپرای اسلو را مشاهده میکنند، این بنا در اسکله اسلو واقع شده و محل برگزاری اپرای ملی و جشنواره باله نروژ است، مرمر سفید بالای ساختمان اپرای نروژ، مانند کوه یخی است که از درهای بیرون آمده است و گردشگران را تشویق به بالا رفتن از سقف آن میکند و ما هم چنین حسی داشتیم!
موزه کشتی وایکینگها سه کشتی را در خود جای داده است: «اسبرگ» که از درخت بلوط و در سال۸۲۰ ساخته شده است، «تیون» که اولین کشتی بود که در کاوشهای سال۱۸۶۷ پیدا شد و «گوستاو» که سالمترین کشتی وایکینگها در جهان است که از زیر تپهای در یک مزرعه در سال ۱۸۷۹ کشف شده است.
همه ساله در دهم دسامبر جایزه صلح نوبل با حضور پادشاه نروژ هارالد پنجم در شهرداری اسلو اعطا میشود. اعطای سایر جایزههای نوبل در شهر استکهلم صورت میگیرد.
دژ و قلعه اکرشوس که در خلال قرون وسطی بهکار گرفته میشد هنوز نیز یک پایگاه نظامی است. این دژ بارها در کارتونهای والت دیزنی مورد استفاده قرار گرفته است.
پیست مدرن اسکی پرش «هولمنکولن» از سال ۱۸۹۲ تا ۲۰۰۸ همه ساله میزبان مسابقات قهرمانی جهان بوده است که در سال 1982 میزبان مسابقات جام جهانی بود، سکوی تماشاگران این پیست چشم انداز وسیعی دارد.
شرایط زندانیان در نروژ جالب توجه است و اقدامات آموزشی و تربیتی خوبی برایشان در نظر گرفته شده از جمله: دسترسی به اینترنت در سلولها! همچنین در این کشور هنگام انتشار یک کتاب، دولت ۱۰۰۰ جلد آن را خریداری و به کتابخانهها اهدا میکند، دانشگاههای دولتی نروژ برای تمام دانشجویان سرتاسر جهان رایگان هستند، پادشاه نروژ از وسایل نقلیهی عمومی استفاده میکرد و بهای بلیط را نیز پرداخت میکرد.
قابل ذکر است نروژ صاحب یک جزیرهی منجمد خالی از سکنه میان آفریقا و قطب جنوب است.
گفتنیهای این کشور فراوان است، و سفر ما محدود، از سویی شنیدن و مطالعه، کی بود مانند دیدن، آنها به راحتی با تلاش و نوآوری بر شرایط نامناسب اقلیمی غلبه و بهترین بهره برداری را از توانمندیهایی که خداوند به آنها ارزانی داشته به عمل میآوردند در سفر به کشورهای اروپایی متوجه میشوید خداوند در ایران اقلیم چهار فصل و به نوعی همه زیبایها و منابع و ثروتها را یکجا عطا فرموده و ما نشان دادیم با نامدیریتها، طبیعت و محیطزیست و حتی تربیت نسل ها و... را دچار مخاطره کردهایم.
مسئله تنها اقلیم نیست، بلکه به نظرم مدیریت است، ما شرایط آب و هوایی نامناسب امارات، کشورهای خلیج فارس و حتی مالزی را مشاهده کردهایم، آنها با وجود نامساعد یا ناپایداری شرایط اقلیمی، بهترین زندگی را برای شهروندانشان فراهم کردهاند و از امکانات خدادادی بهترین استفاده را میبرند، کشور ما تنوع آب و هوایی بینظیری در دنیا دارد که متأسفانه کمترین بهره را میبریم.
همانگونه که اشاره شد ما سفری نصفه روزه به وسیله خودرو شخصی به مناطق مرزی کشور سوئد هم داشتیم که بسیار برایمان جالب و مهیج بود.
بازگشت به هامبورگ
پس از یک هفته اقامت در نروژ و اسلو و دیداری کوتاه از سوئد، با خداحافظی از خانواده خوب دکتر غلامرضا که مهماننوازی را در حق ما تمام کردند و در منطقه دال در حومه اسلو در یک منطقه جنگلی با چشم اندازهای بسیار زیبا از ما پذیرایی کردند، با همراهی ایشان به اسلو رفتیم تا از طریق کشتی کروز به کیل در شمال آلمان بازگردیم، حدود 20 ساعت در کشتی، با آنچه بیان شد، بسیار به یادماندنی سپری شد و باتجربهای که به هنگام رفت به دست آورده بودیم، تلاش کردیم از امکانات بیشتری در داخلی کشتی استفاده کردیم.
پس از رسیدن به شهر کیل، با استفاده از رهیاب، مسیر جنگلی و روستایی را برای عزیمت به هامبورگ محل اقامتمان، انتخاب کردیم، خواهرم با آرامش این مسیر را طی کرد، در بین راه از رستورانهای مکدونالد برای صرف غذا و قهوه استفاده کردیم که قیمت مناسبی در سرتاسر جهان دارند، در میان شهرها و روستاهای عبوری چه نظم و آرامشی حاکم بود که با خود میگفتیم کاش میشد مدتی در این مناطق زندگی کنیم! یک نکته مهم اینکه در کل نقاط آلمان ثبات قیمتها خیره کننده بود و شما بدون دغدغه و نگرانی و درخواست تخفیف خرید میکردید، از یک قهوه در فروشگاههای صاحب برند تا لوازم و وسایل دیگر.
طی دو روز باقی مانده از سفر بیشتر وقتمان را به گردش در مرکز شهر هامبورگ گذراندیم، به ساختمان شهرداری، کلیسا و فروشگاهها سر زدیم و خیره و متعجب در باانگیزه بودن، امیدوار بودن و کار و تلاش و تکاپوی مردم بودیم و آنها را تحسین میکردیم.
مهد کودک صبا دختر خواهرم تجربه جالب و متفاوتی از نگهداری با برنامه و هدف مند از کودکان بود، استراحت، بازی، موسیقی، گردش، تغذیه به نوعی در عین ملاطفت کودکان را مستقل و مسئولیت پذیر بار میآوردند و عطش در آغوش گرفتن کودکان بامزه و رنگارنگ در من و همسرم متبلور شده بود، اما به نظر می رسید مجاز به این کار نیستیم! اما تحمل از دست داده و یکی دو تا از این کودکان بانمک را ناز و نوازش کردیم.
بازگشت به ایران
مجددا با رعایت میزان بار که خودش برای مسافران ایرانی دردسری است و با هر خرید چمدانها را توزین میکنند! ساعت حرکت را بررسی و با مشایعت خواهرم به فرودگاه هامبورگ رفتیم و از لطف و محبت او در مدت اقامتمان صمیمانه سپاسگزاری کردیم، خدا قسمتتان کند در سفرهایتان یک نفر آشنا به آن شهر و کشور همراهیتان کند که نعمتی است.
پرواز برگشت از طریق شرکت لوفتهانزا آلمان که از لحاظ امکانات و پذیرایی خدمات خوبی هم ارائه شد، عازم ایران و فرودگاه امام خمینی شدیم، در میان راه، با مسافرینی که از کانادا و یا آمریکا با پرواز هامبورگ به تهران عزیمت میکردند هم صحبت شدیم و از آنها بسیار آموختیم، آنها تشنه دیدار وطن و خانوادههاشان بودند.
به هنگام اعلام فرود، تدریجا بسیاری از بانوان حجابهای خود را به شکل عجیب و غریب آراستند و آماده ورود به کشور شدند و باز به این فکر بودم این تکه پارچه روسری چه تفاوتی با نداشتنش دارد!؟ چه بسا این مدل پوشش برخی بانوان بسیار بیشتر از خانم های آن طرف جلب توجه میکند!
حجاب که تکلیف شرعی الهی نمیشود که پوشیدنش ثواب و ترکش عقوبت الهی داشته باشد، اگر حجاب تکلیف بود معنی نداشت که کنیزان و اهل کتاب مستثنی شوند و جای افسوس دارد که رسم نقش بازی کردن و ماسک گذاری در زندگی بسیاری از ما ایرانیها عادی و روزمره شده است.
در فرودگاه امام خمینی یک استاد و پروفسور عراقی که عازم اصفهان بود به طور اتفاقی با ما همکلام شد و با عربی و فارسی و انگلیسی با او در موضوعات مختلف صحبت کردیم، او متواضعانه من و همسرم را دعوت کرد به اتفاق به اصفهان برویم. ظاهرا مادرش ساکن اصفهان و بیمار بود و او به دیدار مادرش می رفت و در حالی که جاده کاشان – اصفهان باران میبارید به اصفهان عزیمت کردیم و پرونده این سفر را با کوله باری از خاطرات و تجارب مفید و مهربانی میزبانان بستیم، و آن گوهری که در این مدت کوتاه دل تنگمان کرده بود، فرزندان و والدینمان بودند که در اولین فرصت دیدارشان باعث مسرت و شادمانی شد.
لازم است از اقوام که نظارت و همراهی با فرزندان ما را تا هنگام بازگشت بر عهده داشتند، تشکر و قدردانی کنم، همچنین از همسرم مریم فایضی که همسفری همراه و خوشذوق بود و در تنظیم و نوشتن این متن مرا یاری رساند سپاسگزارم.
همانگونه که ابتدای نوشته اشاره کردم، نکات و تجاربی را که در این سفر به دست آوردهام به صورت مختصر تقدیم میکنم، امید که قبول افتد و در نظر آید.
پایان
در پایان به اطلاع خوانندگان فهیم می رساند که مشاهدات و تجارب سفر من و همسرم در قالب نکته ها به طور جداگانه تقدیم می شود
شهر کیل (Kiel)
سپیده خانم خواهرم قبلا مقدمات یک سفر دریایی را از طریق یک کشتی کروز فراهم کرده بود، از آنجایی که اقدام برای خرید زودهنگام بلیت در ارزان بودن آن تأثیر دارد، بلیتها قبلاً تهیه شده بود، بیشتر در کتابها و فیلم ها، هیجان انگیز و زیبا بودن یک سفر دریایی را مطالعه و مشاهده کرده بودم. «شب به یاد ماندنی» که بعدها با نام تایتانیک بازتولید شد از آن جمله بود.
از محل اقامتمان شهر هامبورگ 90 کیلومتر به طرف شمال آلمان و به طرف شهر «کیل» حرکت کردیم، هدف ما سفر دریایی از شهر بندری «کیل» به وسیله کشتی کروز به شهر اسلو در نروژ بود که بسیار از جذابیت آن شنیده بودیم.
شهر کیل در شمال کشور آلمان و مرکز ایالت اشلسویگ-هولشتاین(یکی از شانزده ایالت آلمان)، این ایالت شمالی ترین ایالت آلمان است و سرزمین افق ها است و بین دریای بالتیک در ساحل شرقی و دریای شمال در ساحل غربی قرار گرفته است.
فرصت زیادی برای گشت و گذار در شهر نداشتیم، اما در سکوت محو زیبایی و پاکیزگی شهر شدیم.
کیل شهری آرام و زیبا، مکانی عالی برای گذراندن تعطیلات در آلمان است و در سال 1871 این بندر محل نیروی دریایی سلطنتی آلمان شد. وقتی در سال 1895 کانال کیل، دریای بالتیک و دریای شمال را به هم دیگر متصل کرد، کیل کنترل بزرگترین کانال مصنوعی دنیا را به دست گرفت. از دیدنیهای این شهر میتوان به: زیردریایی U995، استادیوم هولشتاین و برج نیروی دریایی معروف به برج لب اشاره کرد.
صنعت گردشگری، یکی از مهمترین منابع درآمد این ایالت است، پارک ملی شلسویگ هولشتاین در ساحل غربی آن واقع است، هر ساله گردشگران و طبیعتدوستان بسیاری را از سراسر جهان به خود جلب میکند.
وجود صدف و صید آن در دریای شمال، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر طبیعی در این منطقه اهمیت دارد. صدف، به ویژه برای تصفیهی آب دریای شمال، حیاتی است. هر صدف، میتواند حدود دو و نیم لیتر آب را فیلتر کند. کارشناسان معتقدند که صدفهای موجود در دریای شمال، در شرایطی هستند که بتوانند هر ۱۴ روز یکبار تمام آب دریای شمال را فیلتر کنند.
امروز سرزمینی کشاورزی که صنعتش تنها در بخش ساخت کشتی فعال بود، به مرکز فنآوریهای گوناگون و پیشرفته تبدیل شده است. رشتههای داروسازی، فنآوری تولید انرژی و سازگار با محیط زیست، تکنولوژی تبادل اطلاعات و صنعت تغذیه از جملهی این رشتهها هستند. یکی دیگر از منابع درآمد این ایالت، تأسیس و گسترش اقتصاد مربوط به امور دریایی، اعم از ساخت کشتی، توسعهی بنادر، استفاده از نیروی باد، پژوهشهای زیردریایی و نظایر اینها است.
دانشگاه کیل واقع در شهر کیل درسال ۱۶۶۵ میلادی توسط کریستیان آلبرشت، دوک هولشتین-گوتروپ بنیان نهاده شد. امروزه دانشگاه کیل با داشتن بیش از۲5۰۰۰ دانشجو در ۱۱۱ رشته تحصیلی، قدیمیترین، بزرگترین و معتبرترین دانشگاه ایالت محسوب میشود.
پس از گشت و گذاری در شهر، مسیر حرکت را به طرف بندر را ادامه دادیم، بندر در کنار ایستگاه مرکزی قطار شهری و بینشهری قرار داشت که مانند دیگر شهرهای اروپایی از همه امکانات مورد نیاز مسافران برخوردار بود.
در بندر پارکینگهایی برای استقرار خودرو مسافران در نظر گرفته شده بود، نزدیکترین پارکینگ به ورودی سالن انتظار کشتی، گرانتر و با دورتر شدن به اسکله هزینه توقف خودروها در پارکینگها کاهش مییافت، و به نوعی از هر روشی برای ترویج فرهنگ پیادهروی و یا استفاده آسانتر افرادی که با تاخیر وارد اسکله میشوند استفاده و پیشبینی کردهاند.
به هنگام ورود به بندر به منظور سوار شدن به کشتی، ناگهان متوجه شدیم، در اثر یک لحظه غفلت، ساکدستی حاوی مدارک، کارتهای اعتباری و گذرنامه خواهرم در هامبورگ جا مانده! از این لحظه ادامه سفر برای ما با مشکل و استرس همراه شد و دیگر نتوانستیم شهر را به خوبی ببینیم و فرضیات مختلف را برای رفع مشکل در نظر گرفتیم، فرصتمان بسیار محدود بود که بخواهیم بازگردیم و مدارک را بیاوریم.
در نهایت پس از پرس و جو، از طریق یکی از کارکنان کشتی متوجه شدیم که در اداره پلیس مستقر در ایستگاه راهآهن میتوانیم یک پاسپورت موقت تهیه کنیم، همسرم در سالن انتظار ماند و ما به سرعت فاصله 300 متری را به طرف ایستگاه پلیس کنار راهآهن دویدیم.
پلیس با هوشیاری و دقت، سخنان خواهرم را شنید و صبورانه و البته با خوشرویی، سوالاتی از خواهرم پرسید و از طریق ایمیل تصویر پاسپورت خودش و شوهرش را ارائه داد، چون نام خانوادگی فرزندش به نام شوهرش بود، کار پیچیده و فرایند انجام کار طولانیتر شد، در ادامه از طریق کیوسکی که در ایستگاه تعبیه شده بود با پرداخت 3 یورو تصویر جدیدی از خود و فرزندش انداخت و پس از پرسش های دیگر پلیس، گذرنامه موقتی طی 40 دقیقه صادر کرد، که ما ناباورانه به این پیشبینیها و دقت نظرها میاندیشیم.
در حالی که 10دقیقه به حرکت کشتی باقی مانده بود، خودرو را در همان محل پارکینگ موقت محوطه متوقف و سریعاً به طرف سالن انتظار کشتی رفتیم، لحظات پراسترس و نفسگیری بود، همه راه را دویدیم، همسرم که در سالن انتظار نشسته بود، تقریبا از آمدن ما قطع امید کرده بود و او هم فشار زیادی متحمل شده بود، به محض ورود، متصدی مربوط بدون کنترل و با اعتماد، سریعاً ما را به راهروی سیار ورودی کشتی هدایت کرد، رأس ساعت مقرر (ساعت 14) کشتی حرکت کرد و همگی نفس راحتی کشیدیم، در حالی که قلبم به خاطر استرس این دوندگی به شدت میتپید، هنوز عظمت کشتی نظرمان را جلب نکرده بود، متحیر طی شدن نظاممند این فرایند بودم، محال بود اگر چند چند ثانیه دیرتر رسیده بودیم بتوانیم سوار کشتی شویم، مگر میشد حدود 700 کیلومتر سفر دریایی طی 20ساعت و حدود 3000 مسافر معطل بمانند!؟
این نظم و انضباط است که باعث موفقیتهای دیگر این مردم شده است، امکان ندارد تأخیر مسئولی، تاجر و یا یک فرد سرشناسی، باعث تأخیر حرکت کشتی یا هر وسیله حمل و نقل دیگر شود!؟ همه چیز بر مدار نظم وتعهد به مردم انجام میشود و این باعث شده همه منظم باشند و انتظار نامعقول و هیچ توجیهی به علت هر اشتباهی نداشته باشند.
وقتی کشتی مقصد سفر میشود
با آن شرایط و استرسی که وارد کشتی شدیم، با استقبال خوب و مهربانانه خدمه کشتی و دادن هدیه به کودکان توسط تن پوشهای عروسکی، خیلی زود تمام سختی به هنگام ورود را فراموش کردیم.
کشتی کروز، از بهترین وسایل حمل و نقل دریایی برای رفتن به یک سفر فراموش ناشدنی دریایی میباشد، برخلاف خطوط کشتیرانی اقیانوسی که مسافران را از یک نقطه از جهان به نقطه دیگر منتقل میکنند، خطوط کشتیرانی کروز با صرف کمترین زمان و هزینه، مسافرتهای رفت و برگشتی بر روی کشتی در طول دورههای مختلف یک یا چند روزه ترتیب میدهد که مقصد همان مبدا سفر است، به این معنا که مسافران ضمن استفاده از امکانات فراوان کشتی به چند کشور دیگر هم مسافرت میکنند و دوباره برای مقصد بعدی وارد کشتی میشوند.
در طول تاریخ یکی از مهمترین شیوههای جابجایی، سفرهای دریایی بوده است، شرکتهای حمل و نقل دریایی در سالهای اخیر، با درآمد بالا به بخش جدانشدنی صنعت گردشگری تبدیل شدهاند و در مسیرهای بین شهرها و کشورها برای گردشگران مورد استفاده قرار میگیرد.
امروز با افزایش جمعیت و با در نظر گرفتن صرفه اقتصادی، اوج گرفتن حمل و نقل دریایی در امر صادرات و واردات به خصوص در مسیرهای طولانی، بر کمیت و کیفیت آن افزوده شده است.
به تدریج این امکانات رفاهی به قدری رشد و توسعه پیدا کرد که جذابیت سفر با کشتی در بین مردم بیشتر احساس شد و به دلیل از بین بردن خستگی راه، کشتی به امکانات رفاهی بیشتری مجهز گردید تا مسافران در مسیرهای طولانی با تأسیسات رفاهی داخل کشتی سرگرم شده، متوجه طول مسیر نشوند، مسیری که در آن ذهن و جسم به آرامش میرسد و نهایتا سرشار از انرژی، به مقصدشان باز میگردند.
در این بازار رقابت، شرکتهای کشتیرانی بزرگ دنیا را بر آن داشته تا کشتیهایی را طراحی کنند که بر پایه لوکسترین امکانات، تفریحات و تجملات بوده و رسالت اصلیشان لذت و آسایش مسافران باشد و نه صرفاً جابجایی آنها.
کشتیهای کروز عظیم الجثه با ارائه خدمات ویژه و تمام امکانات یک هتل چند ستاره در مسیرهای متعدد دنیا در حرکت هستند، تا مسافران از امکانات و برنامه های تمام نشدنی داخل این کشتیها لذت کافی را ببرند.
در طول مسیر این تورهای کوتاه، با توقف چند ساعتی کشتی در سواحل و بندرهای شهرهای هدف، مسافران چند ساعتی را بیرون از کشتی کروز سپری کرده و از شهرها و جاذبههای مسیر دیدن خواهند کرد و بعد از ترک بندر، از طریق اتوبوس به دیدن مهم ترین جاذبههای گردشگری شهر می روند.
در این سفرهای کوتاه، دورنمای کلی از آن شهر و کشور به دست میْآید و مسافران تا حدی با فرهنگ و جاذبههای جوامع مختلف آشنا میشوند، این ذهنیت کلی از شهرهای مختلف دنیا میتواند در دیدگاههای مسافران نسبت به آن شهرها تأثیر داشته باشد و باعث میشود برای هر کدام از شهرها به تعداد روزهایی که نیاز دارد برای سفر بعدی خود برنامه ریزی کنند.
سفر با کشتی کروز از لحاظ هزینه میتواند مقرون به صرفه و با امنیتتر از سفر زمینی بین شهرها باشد، صرفهجویی در هزینه جابجایی و زمان در این سفرها نیز یکی از محاسن این سفرها میباشد، چرا که نیاز به رزرو هتل در شهرهای گوناگون و جابجایی زمینی یا هوایی بین شهرها در این نوع سفر حذف و کشتی، هتل سیار و محل سکونت دائمی شما در تمام شهرها است که همراه شما در طول سفر جابجا میشود و شما نیازی به اینکه فکرتان را مشغول وعدههای غذایی بکنید ندارید و ضمن صرفهجویی در هزینه خورد و خوراک، میتوانید در رستورانهای مجلل این کشتیها بهترین و باکیفیتترین غذاها را که مایلید نوش جان کنید.
یکی از نقاط ضعف در سفر با کشتی کروز محدودیت زمانی است که امکان دیدن تمامی مکانهای تاریخی و تفریحی در هر شهر وجود ندارد، چرا که دیدن تمامی جاذبههای برخی از شهرهای بزرگ زمان بیشتری را میطلبد.
چون قصد ما سفر و اقامت یک هفتهای در اسلو بود، به همین دلیل طبق قانون کشتی از خدمات پذیرایی وعدههای غذایی محروم شدیم، اما از سایر امکانات و برنامههای دیگر کشتی میتوانستیم استفاده کنیم.
خوب است اشاره کنم در حال حاضر معروفترین و بزرگترین کشتی تفریحی کروزها، متعلق به شرکتهای آمریکایی است، رویال کاریبین اینترنشنال با نام «سمفونی دریاها»، توسط کشتیسازان فرانسوی ساخته شده و نخستین سفر خود را در سال 2018 در دریای مدیترانه آغاز کرد. این کشتی تفریحی غولپیکر 228تنی که ۳۶۲ متر طول دارد قادر است ۹۰۰۰ مسافر و خدمه را جابجا کند، این کشتی دارای سالنهای متفاوت برای تفریحات گوناگون است که آغاز به کار آن اعتراضات گروههای محیط زیست را به همراه داشته است.
کُلرلاین
فانتزی،(Color
Fantasy)
باز گردیم به کشتی خودمان، همانگونه که اشاره شده برای این سفر، از طریق خواهرم از قبل یک کابین در کشتی رزرو کرده بودیم، نام کشتی که ما با آن سفر کردیم، کُلرلاین فانتزی،(Color Fantasy متعلق به شرکت Color Line) که در مسیر «اسلو» در نروژ و شهر «کیل» در آلمان در حرکت است، این کشتی در سال 2004 در فنلاند ساخته شده است و در سال 2005 به بهره برداری رسید، در آن زمان به عنوان بزرگترین کشتی کروز شناخته شد و میتواند در هر سفر تا 2750مسافر و 250خدمه و 750خودرو را حمل کند، طول این کشتی: 223 متر، پهنا 25 متر، ارتفاع حدود22متر، وزن حدود 75000 تن، سرعت 22 گره (حدود 41 کیلومتر در ساعت) که میتواند مسافت حدود 670 کیلومتر را با سرعت حدود 40 کیلومتر در ساعت طی 20 ساعت طی کند، این کشتی خواهری دارد به نام MS Color Magic که در این مسیر و دیگر کشورها مسافران را جابجا میکند.
مسافران بر اساس مبلغی که پرداخت کردهاند صاحب کابین سفارش داده شده هستند، به طور کلی سه نوع کابین وجود داشت: کابینهای داخلی: در طرف داخل کشتی و فاقد پنجره، که طراحی داخلی این کابینها با کابینهای پنجرهدار فرق چندانی ندارند و نورپردازی آنها به نحوی است که نبود پنجره در آنها احساس نمیشود (ما هم یکی از این کابینها را در اختیار داشتیم)، کابینهای پنجرهدار: به طرف بیرونی کشتی و رو به دریا، که معمولاً تا طبقات میانی و تا زیر کابینهای بالکندار میباشند. این کابینها دارای پنجره کوچکی رو به اقیانوس میباشند که قابل باز شدن نیستند، دسته سوم کابینهای بالکندار: که میتوان از صندلی و میز موجود در بالکن نیز استفاده کند. این کابینها در طبقات بالاتر از کابینهای پنجرهدار میباشند.
این کشتیها که گویی شهر مدرنِ شناوری بر روی آب هستند به تمامی آنچه شما فکر میکنید برای لذت بردن در یک سفر لازم است مجهز میباشند، امکانات مجهز آن، 20 ساعت سفر را کوتاه جلوهگر میکند، مراکز خرید مدرن با قیمتهای مناسب به دلیل عدم محاسبه مالیات برای کالا (Tax Free)، سالنهای زیبا با دید پانوراما مناظر آسمان و دریا، رستورانها و کافههای متعدد همراه با موسیقی زنده در طبقات مختلف، عرشه وسیع و زیبا، استخر، سونا، جکوزی، سالن آمفی تئاتر و سینما، بانک و .... تنها بخشی از امکانات این شهرهای شناور میباشد.
برای ما تجربه بسیار خوبی بود، این کشتی بهشت سرگرمی و هیجان برای کودکان است، برای جوانان و نوجوانان طی ساعات جداگانه برنامه دارد، والدین بدون نگرانی از وضعیت کودکان که در مکانهای مخصوص خود لذت میبرند، لحظات شیرین و به یادماندی را با هم سپری میکنند.
به طور کلی بخش عمدهای از مسافران این کشتیها تنها برای لذت بردن و استفاده از خدمات کشتی، این تور را انتخاب میکنند، خیلی از مسافران در شهرهای مختلف که کشتی توقف میکند از آن پیاده نشده و وقت خود را صرف استفاده از خدمات داخلی کشتی میکنند. زیرا به دلیل اجرای برنامههای متعدد و جذابی که شبها در کشتی جریان دارد، (مانند: کنسرت، تئاتر و نمایشهای مختلف) فرصت استفاده از تفریحات دیگر مانند استخر، سونا و ... را باید در روز اختصاص داد. رانندگان تریلرها که، خودروهای خود را به کشتی منتقل کردهاند، یا کودکانی که در بازدیدهای فشرده چندساعت خسته میشوند داخل کشتی میمانند، با همه این تفاصیل، با برنامهریزی دقیق زمانی، میتوان از تمامی برنامههای کشتی و گشتهای شهری مختلف در کشورهای مختلف استفاده کرد.
وقتی بر روی عرشه میایستادیم با نگریستن به دریای بیکران و همزمان وزش بادهای شمالی سرشار از انرژی و آرامش میشدیم، بر روی پهنه بیکران آبهای دریاها و اقیانوس ها با تماشای طلوع طلایی و غروب سحرانگیز خورشید از فراز عرشه، دیدن سواحل زیبای جزایر متعدد و پلهای زیبای میان راه و از سویی همراهی مرغان دریائی در طول سفر، در آرامش، آسایش، سفر لذت بخش و خاطرهای ماندگار باقی میگذاشت و در واقع نیاز به سپاس از پروردگار از این همه زیبایی و استفاده بهینه بندگانش از مواهب، بیش از پیش احساس میشد، عمیقا شکر پروردگار را به جا آوردیم و آرزو کردیم هموطنان و دوستانمان هم بتوانند به این سفرها بیایند و لذت ببرند.
رأس ساعت 8 در کنسرت گروه سنتی بزرگسالان نشسته بودیم و من از اپرا، مشغول فیلمبرداری با تلفن همراه بودم ، بعد از دقایقی خانمی که در کنارم نشسته بود با احترام گفت: گرفتن فیلم ممنوع است، او یک مسافر و شهروند عادی بود، ولی این که حس مسئولیت با برخورد شایسته در میان مردم جریان داشت حس خوبی به من القا کرد و این درسیهایی است که از دوران کودکی آموختهاند، آموزش باید در کنار پرورش باشد، فرهنگسازی یک شبه امکانپذیر نیست.
البته در کشتی هرگونه خدمات از جمله اینترنت، باید با پرداخت هزینه جداگانه دریافت شود، هرگونه خدماتی در قبال اخذ وجه انجام میشود، حتی دستگاهی نبود که غذای بچه را بتوانیم در آن گرم کنیم، و احتمالا با توجه به قیمت مناسب بلیت، بیشترین درآمد این کشتیها از خدمات جانبی است.
در کشتی افراد مسنی را دیدم که به نظر می رسید پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند که نوههای خود را به این سفر دریایی میهمان کرده بودند و این هدیهای بود به مناسبت بلوغ و سن ورود آزادانه آنها به اجتماع یا ورود به دانشگاه و بدین ترتیب استقلال فردی و آداب اجتماعی را به آنها میآموختند و تجربه و خاطرات خود را در این فرصت به آنها منتقل میکردند.
یک نکته دیگر که در کشتی اتفاق افتاد، ما پس از صرف قهوه و پرداخت هزینه آن، مجدد یک چای هم سفارش دادیم، اما فراموش کردیم هزینه آن را پرداخت کنم، ساعتی پیش از رسیدن کشتی به مقصد به خاطرم آمد که وجه چای را پرداخت نکردهام، به سرعت به طرف کافیشاپ راه افتادم تعطیل بود و کارگری مشغول نظافت بود، موضوع را گفتم، گفت: صندوق تعطیل شده است، لذا شما میهمان ما هستید! شاید اگر کشور خودمان بود نتیجه دیگری حاصل میشد.
در مجموع سفر با کشتی برای تمام گروههای سنی جذاب و بیادماندنی خواهد بود، پس از 20 ساعت، رأس ساعت 10 صبح کشتی در بندر «اسلو» مرکز نروژ پهلو گرفت، تقریبا همه مسافران یک ساعت پایان سفر را بر روی عرشه محو تماشای زیبایی های جزایر و بنادر اطراف بودند، هوا خنک بود و مرغان دریایی با آمدن کشتی غول پیکر و به امید خوردن غذا از دست مسافران سرو صدای زیادی به راه انداخته بودند، البته در کل سفر این مرغان در کنار کشتی دیده میشدند، بعد از توقف کامل که با مهارت فوق العاده و به قولی میلیمتری انجام شد، راهروهای سیار به دقت به کشتی متصل شد، مسافران برای بازدید چند ساعته از اسلو از کشتی پیاده شدند و ما هم چون قصد اقامت چند روزه در اسلو را داشتیم، پس از تبدیل مقداری یورو به کرون نروژ، در بانک داخل کشتی، تا هفته آینده که تاریخ بازگشتمان بود از این شهر بزرگ شناور خارج شدیم.
ادامه دارد
دومین کلان شهر(متروپلیس) آلمان و بزرگ ترین بندر اروپا، هامبورگ از قرون وسطی تاکنون در تجارت جهانی نقش آفرینی کرده و هنوز هم به عنوان یک شهر ثروتمند در اروپا مطرح است.
در هامبورگ خواهرم سپیده و فرزند شیرین و بانمکش صبا به استقبالمان آمدند، بیش از همه او که برای برنامه ریزی سفر ما متحمل زحمت شده بود و تمایل داشت زودتر نزد او برویم، بعد از روزها انتظار، لحظه شیرین دیدار آن هم در یک شهر غریب بسیار دلچسب و اطمینان بخش بود، از دیدار یکدیگر خوشحال شدیم و از همان ابتدا کنجاویمان گل کرد و مرتب سوال میکردیم و او در حین رانندگی صبورانه پاسخ میداد، صبا دختر شیرین زبان، در صندلی مخصوص کودکان نشسته بود و میدانست گریزی از آن نیست! و بدین ترتیب کودکان در سوانح احتمالی رانندگی، کمترین آسیب را میبیینند، سپیده بخشهای مختلف شهر را به ما معرفی کرد.
هامبورگ شهری با جاذبههای گردشگری فراوان و مکانهای بسیار زیبای طبیعی برای کشف تجربههای جدید، روح دریایی این شهر در تمام آن دمیده شده است، بزرگترین دریاچه مصنوعی اروپا در وسط این شهر قرار دارد و در غرب هامبورگ، دریای شمال و در شرق آن دریای بالتیک جاری است؛ بنابراین در هر کجای شهر که قدم بزنید، صدای مرغان دریایی در گوشتان طنین میاندازد.
بهترین راه برای گردش در هامبورگ، پیاده روی و دوچرخهسواری است و بعد از آن میتوان روی سیستم حمل و نقل گسترده و فوقالعاده شهر هم حساب کنید، همان گونه که قبلا اشاره شد آلمانیها بهترین سیستم حمل و نقل عمومی در جهان را دارند، به ویژه در هامبورگ، شما میتوانید با تهیه نقشه شهر، به راحتی از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید.
قطار برای مسیرهای حومه و شهر و اتوبوس و مترو برای مسیرهای دورتر، مناسب است. میتوان از فرودگاه هامبورگ با چند یورو خود را به مرکز شهر رساند. در این شهر تاکسیهای زیادی مشاهده میشود، اما مسلماً برای توریستها و به خصوص ایرانیها توجیه اقتصادی ندارد.
هامبورگ ترکیبی از فضای یک شهر مدرن همراه با جاذبههای دریایی منحصر به فرد و مناظر فوق العاده زیبا است. در این شهر همه چیز سرجای خودش است، اتوبوسها و ترنهای زیرزمینی مدرن با قیمت مناسب و با سرعت هرچه بیشتر، شما را به هر نقطهای که میخواهید، می رسانند.
هامبورگ به داشتن تعداد زیادی سالن تئاتر، سالن موزیک و موزههای دولتی و خصوصی با مراجعات بالا، شهره است. و همه سلایق و سنین را پوشش میدهد، بیش از نیمی از چهار هزار رستوران در این شهر، غذاهای خارجی سرو میکنند.
با اینکه شهرهای ونیز آمستردام به تعداد پلهای زیبا شهرهاند اما در هامبورگ بیشتر از دو هزار و سیصد پل زیبا و دیدنی وجود دارد که از نظر تعداد از این دو شهر پیشی گرفته است.
درست در قلب شهر، دریاچه بزرگی به نام آلستر به همراه رودخانه البِ برای قدم زدن ایدهآل و گردشگاههای تفریحی بندرگاه واقعا دیدنی است، وقتی به بندر بزرگ شهر رفتیم همه چیز برای گردشگران عالی و کامل مهیا بود که چشم انداز هامبورگ را به نمایش میگذارند، یک روز لذت بخش را در ساحل آبی با آرامش گذراندیم، قایقها و کشتیهای زیبایی را دیدیم، تور قایق سواری آن به مرکز شهر، یعنی جایی که شما میتوانید برای خرید اقدام کنید و یا در کافههای خیابانی استراحت کنید، ختم میشود، از این پیادهروی طولانی احساس خستگی نمیکنید.
کانال «آلستر فلیت»، مرکز مدرن هامبورگ را از ناحیه قدیمی شهر تفکیک میکند. در ناحیه قدیمی هامبورگ، کلیساهای تاریخی، بناهای زیبا، گلدستهها و پنجرههای نوک تیز (معماری نئوگوتیک) و فروشگاههای سنتی بسیاری قابل مشاهده است، در بازدید از کلیسای باشکوه «سینت مایکل» و قدم زدن در کوچههای باریک محله قرن هفدهمی Krameramtsgasse گویا سفر به گذشتهها داشتهاید، منطقهای با انبارهای قدیمی و کانالهای خوشمنظره برایتان جذاب خواهد بود و فیلمهای قدیمی که دیدهاید برایتان جلوهگر میشود.
مرکز مدرن شهر، اما جایگاه معروفترین بنای هامبورگ، یعنی کلیسای «میخاییل ایسکرخه» و البته گالریهای هنری، تالارهای نمایشی و رستورانهای متنوع و مراکز تفریحی است. یکی از دیدنیهای هامبورگ، تونل زیر رودخانه آلبِ است که آمد و شد اتومبیل ها نیز در آن از طریق آسانسور صورت میگیرد.
دیدن ورزشگاه اختصاصی تیم هامبورگ که فوتبالیستهای ایرانی مدتها در آن بازی می کردند، برای فوتبال دوستان ایرانی، بسیار جذاب است. باغ وحش منحصر به فرد هامبورگ هم از نقاط دیدنی این شهر است.
خواهرم ما را به منطقهای به نام اشپایشراشتات، برد که گفته می شود بسیاری ازسرمایه داران ایرانی از جمله تاجران فرش در این منطقه زیبا دفتری دارند با ساختمانهای زیبای قرمز رنگ و محیطی آرام در حوزه تجارت.
سرزمین مینیاتوری
دکتر مهرداد توصیه داشت که در هامبورگ از سرزمین عجایب مینیاتوری «مینیاتور واندرلند» دیدن کنیم که به خاطر زمان محدود فرصت نشد، در سفر اقوام و دوستان تصاویر و فیلمهای آن را دیده بودم، در واقع سرزمین مینیاتور یکی از جالبترین دیدنیهای هامبورگ آلمان، شهری کوچک به صورت ماکت زنده! شامل وسیله نقلیه، پارکینگ، ساختمانها و انسانهای ماکتی که با ظرافت و رعایت تمامی جزئیات در طول شش سال با هزینه چهار میلیون یورو ساخته شده و به سرعت به یک قطب بزرگ جذب گردشگر در آلمان تبدیل شده است. برادران دو قلو با نام «فردریک بران» و «گریت بران» مدل ریلی و خط آهنی خود را تبدیل به یک موزه خصوصی و پر منفعت با نام مینیاتور واندرلند کردهاند، در این مجموعه بزرگترین فرودگاه مینیاتوری جهان با ماکت 40 هواپیما، و یک الگو بزرگ سامانه خطآهن مینیاتوری (ماکت راه آهن است که طول مارپیچی ریلی آن 12 کیلومتر میباشد. این سامانه از میان شهرها، مزارع و حتی قلههای برفی آلپ عبور میکند و شما ایستاده این فرایند را تماشا میکنید و لذت میبرید. سرزمین مینیاتوری یکی از برترین و محبوبترین دیدنیهای آلمان و جاذبههای هامبورگ به شمار میرود، توجه کنید اثرباستانی نیست! بلکه با خلاقیت و نوآوری ایجاد و برای شهر درآمدزا و برای دانشجویان و دانشآموزان مبنای آموزش و برای گردشگران دیدنی و به یادماندنی است.
شنیدم که ماکت زندة کشورهای: اتریش، سوئیس، ایالات متحده آمریکا، ایتالیا و انگلیس نیز در دست احداث است که واقعا مجموعه را به مکانی فوقالعاده و جذاب تبدیل خواهد کرد و آیا این تولید ثروت و شهرت برای این شهر و کشور نیست؟
هامبورگ شهر جشنوارهها
آشنایی من با این شهر شمالی آلمان، علاوه بر توضیحات داماد و خواهر عزیزم، به خاطر برپایی رویدادها و جشنوارهها و فستیوال های هیجان انگیز آن است که در رسانهها و سفر یکی از همکاران از آنها شنیده بودم.
هامبورگ، شهر جشنوارههای هیجان انگیز(شهر رویدادمحور):علاوه بر نقاط دیدنی و گردشگری بسیار این شهر، تلاش شده است که با برپایی جشنوارهها و رویدادهای هیجان انگیز، از اقصی نقاط دنیا، گردشگران و توریستها را به خود جذب نماید، مثلا جشن جهانی بندر هامبورگ، که سالانه در هفته اول ماه «می» برگزار میشود، خیابانهای فرعی و اصلی این شهر در فصل های مختلف سال، میزبان جشنهای خیابانی و نمایشگاههای بی نظیری است که توریستها را از اقصی نقاط دنیا به خود جذب میکند و دستآوردهای خوبی برای رونق اقتصاد وبازرگانی دارد.
یکی از بازدیدهای مفید ما دانشگاه هامبورگ بود، دانشگاه هامبورگ ( Universität Hamburg) یکی از برجسته ترین دانشگاههای آلمان است که در سال 1919 شروع به فعالیت کرد. این دانشگاه جزو 15 دانشگاه برتر آلمان در میان 220 دانشگاه برتر جهان میباشد. دانشگاه هامبورگ بزرگترین موسسهی تحقیقاتی و آموزشی در شمال آلمان است. دانشگاه اصلی در منطقه مرکزی Rotherbaum ، واقع شده است و مؤسسات وابسته و مراکز تحقیقاتی آن در سطح شهرگسترده شدهاند. این دانشگاه علیرغم سابقهی نسبتاً کوتاهی که دارد، برندهی 6 جایزهی نوبل میباشد. درحال حاضر42000 دانشجو در این دانشگاه مشغول به تحصیل میباشند که حدود 5 هزار نفرآنها از سایر کشورها هستند و خروجی های خوبی هم داشته است.
رستوران ارزان دانشگاه هم پاتوق ما بود! به دلیل تنوع و قیمت مناسب آن، به علت آن که همسر خواهرم دانشجو بود، ما هم به عنوان میهمان میتوانستیم استفاده کنیم، تنوع غذایی سلف این دانشگاه، شما را به یاد رستورانهای درجه یک شهرتان میانداخت، البته مشاهده میشد برای حضور غیردانشجوان خیلی سختگیری نمیکنند و در مجموع اعتماد دارند، حتی دیدم چند بازنشسته ایرانی ساعتها آنجا نشسته بودند، غذا میخورند و صحبت میکنند. این امکانات را برای دانشجویان و اساتید فراهم کردهاند که بدون دغدغه، ضمن خوردن غذا، مذاکرات و گفتگو هم داشته باشند.
روزها به اتفاق خواهرم، دخترش صبا را در مهدکودک میگذاشتیم و او به محل کار خود میرفت و ما هم در خیابانهای مرکزی شهر گردش میکردیم و هر نگاه دربردارنده نکتهها بود.
جایتان خالی از دونرکباب ترکی هم خوردیم، دونر نوعی کباب است که با بریدن گوشتی که در دور آتش به حالت عمودی در حال گشتن است به دست میآید. دونر به ترکی یعنی چرخنده و چرخان، که در ایران هم عرضه میشود، اما دستپخت آشپزهای تُرک چیز دیگری بود که خود آلمانیها هم حسابی مشتریش هستند، قیمت مناسبی هم دارد. خوب است حالا که سخن از خوراک است اشاره کنم که فستفود مورد علاقه بیشتر کشورها «همبرگر» هم نام خود را از هامبورگ گرفته که ظاهرا از این مکان ابداع و ترویج شده است.
فراموش کردم اشاره کنم، حومه هامبورگ واقعا زیبا و چشم نواز است و ناحیه پرورش میوه در آنجا، با منازل روستایی قدیم، دقیقا مناسب گشت و گذار با اتوبوس و دوچرخه است ما هم از چند مزرعه دیدن و لذات مفرحی داشتیم، یکی از جلوههای زیبایی که شما با گذر از حواشی این شهر مشاهده میکنید، باغهای کوچک و زیبایی است که بیشتر آنها یک اتاق کوچک ویلایی دارند، در هامبورگ و حومه و حاشیه شهر مزارع و باغهای زیبایی وجود داشت، گفته شد این باغها برای حفظ و نگهداری از سویی و استفاده برای تفریح به خانوادهها اجاره داده میشود و آنها ضمن حفظ و نگهداری مبلغ اندکی برای اجاره آن پرداخت میکنند، به خصوص برای آموزش فرزندان و استقلال آنها مفید است.
در تعطیلات پایان هفته برخی مزرعه دارها آگهیهایی در محدوده مجاز نصب میکنند که مردم را برای چیدن و خریدن محصول خود دعوت میکنند، ما هم طی دو روز در یک مزرعه توت فرنگی و تمشک رفتیم و ضمن پذیرایی مفصل از خود، مقداری هم خریداری کردیم، مراتب به گونهای است که شما هر آنچه تمایل دارید چیده و میل میکنید و به هر میزان که میوه چیده میشود در کیوسک هایی وزن کرده و مبلغ آن را پرداخت میکنید، بانوان محلی با استفاده از محصولات مزرعه کیک آن میوه را هم طبخ میکنند و با شیر و قهوه در کنار مزرعه میل میکنید. کودکان هم با وسایل بازی کشاورزی و ماکت خودروها، بازی و چیدن میوه و بارگیری آن را تمرین میکردند و یک روز تعطیل خوب و مفرحی برای خانوادهها فراهم میشد.
چون روزهای بیشتری در هامبورگ بودیم باید گفت گردشگران برای گشت و گذار در هامبورگ همواره دچار کمبود زمان میشوند تفریحات این شهر سبز تمامی ندارد، دعا میکنیم شما خواننده محترم و ما بتوانیم مجددا از این شهر سبز دیدار داشته باشیم.
در شهر بزرگ هامبورگ گویا 9 شب، شیپور خاموشی زدهاند، عموما مردم شبها زودتر میخوابند و صبح زود بانشاط بیدار میشوند تا از طریق وسایل عمومی به موقع در محل کار خود حاضر شوند.
درباره مرکز اسلامی هامبورگ
با توجه به اینکه خواهرم سپیده در بخش فرهنگی و عرضه کتب دینی، در مرکز اسلامی هامبورگ (مسجد امام علی) فعالیت میکرد، یکی از بازدیدهای ما به این مکان اختصاص داده شد و در نمازجمعه این مرکز شرکت کردیم، خطبه توسط حجتالاسلام دکتر رمضانی بسیار جامع و با در نظر گرفتن جمیع جهات (وحدت و تقریب مذاهب) ایراد شد، وی طی سخنانی بسیار نغز و پرمحتوا چهره رحمانی اسلام را تشریح کرد به نوعی که همه مذاهب مسلمانها با آرامش میتوانستند از آن خطبهها بهره بگیرند و رحمانی بودن دین، وجوه انسانی اسلام و وظایف مسلمان را تبیین کنند، علاوه بر این دقایقی خطبهای هم به زبان عربی ایراد کرد، میتوان گفت این مرکز یکی از مهمترین مؤسسات اسلامی و شیعی در اروپا و آلمان است، گفته شد پلیس آلمان عملکرد این فرهنگی - دینی مجموعه را زیر نظر دارد به خصوص به هنگام تجمعها و راهپیماییهای احتمالی در این شهر، مراقب است که آیا از این نمازگزاران کسی در این مراسم شرکت میکند یا خیر.
پیش از این به واسطه فعالیتهای مرحوم شهید بهشتی و سیدمحمد خاتمی و دیگر علما نام مسجد امام علی(ع) هامبورگ را شنیده بودم به خصوص نقشی که در انسجام و هدایت شیعیان اروپا پیش از انقلاب داشت و خاطراتی هم عمویم دکتر محمد صلواتی از فعالیت در این مسجد و هماهنگی های انقلابیون در پاریس از این مکان، برایمان تعریف کرده بود.
برای بسیاری از مسلمانان اروپا و به ویژه آلمان «مرکز اسلامی هامبورگ» نامی آشناست و شاید برخی از آنان نیز بارها از راههای دور و نزدیک به بازدید از این مرکز و مسجد آمده و در برنامههای گوناگون آن شرکت کرده باشند و یا پرسشهای اسلامی خود را با آن مطرح کرده و پاسخ دریافت نموده باشند.
فراتر از آن موقعیت جالب مسجد در کنار دریاچهء زیبای آلستر و ساختمان چشم نواز آن به عنوان تجلی معماری و هنر شرقی موجب شده است تا تازه واردین به شهر هامبورگ و تورهای توریستی کشورهای مختلف از مسجد و مرکز اسلامی هامبورگ به عنوان یکی از آثار دیدنی این شهر بازدید نمایند. این مسجد به عنوان یکی از نقاط دیدنی شهر هامبورگ در راهنمای گردشگران از جانب مؤسسات جهانگردی آلمانی معرفی شده است، خواهرم گفت که سالانه بیش از 50 هزار نفر از این مسجد بازدید میکنند به خصوص خود آلمانیها از مشتاقان دیدار این مسجد بودهاند.
سابقه احداث آن باز میگردد به سال 1332 شمسی (1953 میلادی)، طی جلسهای که توسط ایرانیان در هتل آتلانتیک هامبورگ برگزار شد، بنا بر تشکیل مرکزی اسلامی و بنای مسجدی برای ایرانیان مقیم این شهر انجام گرفت. بعدها تصمیم بر گستردهتر شدن فعالیت مرکز برای تمام مسلمانان هامبورگ شد. در ادامه طی نامهای این پیشنهاد به اطلاع آیتالله بروجردی رسید و او در نامهای ضمن موافقت خود با این طرح، فرستادهای بنام محمد محققی لاهیجی نیز برای انجام این کار تعیین کردند. این فرستاده از نخستین سفرای شیعه در اروپای قرن20 بود.
امامان این مرکز اسلامی همواره از کشور ایران به آلمان اعزام میشوند. مسئولان و امامان این مرکز عبارت اند از:
محمد محققی لاهیجی از زمان تأسیس سال 1965 به عنوان اولین امام جماعت و پس از آن: آیات: شهید بهشتی، محمد مجتهد شبستری، سید محمد خاتمی، محمدرضا مقدم، محمدباقر انصاری، سید رضا حسینینسب، سید عباس حسینی قائممقامی، و از سال 2009 رضا رمضانی امامت جماعت این مسجد را به عهده دارد که تصاویر برخی امامان جمعه در طبقه زیرین کتابخانه نصب شده است و قدیمیترهای این مرکز خاطرات جالبی از امامان جمعه خصوصا شهید بهشتی و محمد خاتمی نقل میکردند.
پس از نماز اطلاعیهای در سطح مسجد توزیع شد بدین مضمون که: حوزه علمیه هامبورگ از میان خانمها و آقایان واجد شرایط در دوره لیسانس رشته فقه و معارف اسلامی به مدت 4 سال دانشجو میپذیرفت، (البته ابتدا آنها که فارسی بلند نبودند باید 6ماه آموزش میدیدند)، و مدارک تحصیلی دانشگاه جامعهالمصطفی صادر میگردد، البته یکی از شروطش هم اقامت دائم یا موقت طلاب در کشورهای اروپایی و دیپلم رسمی بود.
نشست گروه 20 در هامبورگ
در همان روزهای سفر ما به هامبورگ قرار بود «نشست گروه 20 در هامبورگ» در این شهر برگزار میشد، لذا شرایط امنیتی شدیدی در شهر حاکم شد، حضور پلیس کاملا ملموس بود و تمام تحرکات زیر نظر بود، الغرض محل اقامت ترامپ در نزدیکی مسجد امام علی مقابل دریاچه زیبای آلستر بود، طبیعتا شرایط امنیتی بیشتری در آن منطقه حاکم شد.
اما تظاهرات و اعتراضات مردم این شهر آغاز شد، چند ساعت پس از اینکه نیروهای پلیس سعی در متفرق کردن تظاهرکنندگان با استفاده از آب کردند، دهها نفر از مردم آلمان با پوشیدن لباس های سیاه به خیابان ها آمدند و خود را گل مالی کردند، صدها جوان در نخستین اعتراض به برگزاری نشست سران گروه 20 که دونالد ترامپ و همتایان وی از دیگر کشورها در آن حضور دارند به خیابانها آمدند. این در حالیست که آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، دو روز پیش از برگزاری این نشست، از سیاستهای آمریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ انتقاد و گفته بود: «تنها آمریکا جهانی شدن را کاری بی فایده میداند»، همچنین در این روزها روابط آمریکا و آلمان به دنبال کناره گیری ترامپ از توافق نامه آب و هوایی پاریس با تشنج های بسیاری در روابط اقتصادی مواجه شده است.
مطبوعات اروپا در این روزها حجم زیادی از مطالب را درباره اجلاس گروه 20 منتشر کردند اما نکته اصلی مورد اشاره بسیاری از آنها، همانا اهمیت این اجلاس با توجه به سیاستهای دولت ترامپ است، ما با برنامه ریزی قبلی سعی کردیم این روزها در این شهر نمانیم و سفرمان را به شمال اروپا ادامه دهیم.
ادامه دارد